![]() |
![]() |
|
| روابط عمومی و تبلیغات , بازاریابی و فروش |
|
بر
اساس آنچه که در پست پیشین نوشتم و خواندید، ویزیتور کسی است که به حرفۀ
ویزیتوری مشغول باشد. او می تواند مرد یا زن باشد، کم سواد و یا تحصیلکرده
باشد و همانند خیلی از شاغلین دیگر، نا امید یا امیدوار، موفق یا ناموفق،
پولدار یا بی پول، سخت کوش یا تنبل، متخصص یا غیر متخصص، حرفه ای و یا
آماتور و ... باشد. مهم این است که بپذیریم ویزیتوری یک حرفه است. حرفه ای
که در دایرۀ مشاغل مرتبط با بازاریابی شکل می گیرد و تعریف می شود. یک
ویزیتور در واقع یک کاتالوگ انسانی است. او یک معرف هوشمند و صاحب توانایی
است. او کسی است که می داند چه چیزی را به چه کسانی بگوید تا بتواند در
امر فروش محصول/ خدمت سازمان خود، نقش خود را ایفاء کند. ویزیتورها
را می توان از جنبه های مختلف تقسیم بندی کرد. مثلاً ویزیتور خلاق و یا
ویزیتور رباطی، ویزیتور کارمند و یا ویزیتور کارفرما، ویزیتور موفق و یا
ویزیتور ناموفق و به همین ترتیب، تقسیم بندی های دیگر. به عنوان مثال،
ویزیتور ها غالباً چیزهایی را می گویند که به آنها گفته شده است تا
بگویند. به سراغ مشتریانی می روند که از آنها خواسته شده است تا آنها را
ملاقات کنند. ولی در این بین کسانی نیز پیدا می شوند که از قدرت فعالیت
فکری و جسمی بیشتری برخوردارند، سؤالهای بیشتری را می پرسند، کنجکاوترند،
مطلع ترند و همیشه راههایی را می یابند تا قدرت کاری خود را فراتر از
چارچوبهای تعیین شده، به انجام برسانند و نتایج بیشتر و بهتری از سطح
معمولی عاید خود کنند. این نوع ویزیتورها، ویزیتورهای خلاق و ساختار شکن
هستند. بخشی
از وظایف مدیران فروش و بازاریابی یک سازمان، ارائه یک برنامۀ عملی به یک
ویزیتور است. امروزه ویزیتورها بیشتر در شرکتهای خدماتی مثل چاپخانه ها و
شرکتهای توزیعی مشغول به کار هستند و مهمترین وظیفۀ آنها معرفی و جلب
سفارش است. از این رو، مدیران این سازمانها می بایست برنامه هایی را در
هماهنگی با برنامه های استراتژیک و عملیاتی سازمان به ویزیتورها ارائه
نمایند و آنها را راهبری و هدایت کنند. در واقع این مدیر بازاریابی و یا فروش یک سازمان است که می تواند بهره وری یک ویزیتور را کاهش و یا افزایش دهد. ویزیتوری
علی رغم وجهه ای نامناسب و به غلط که در بین افراد به عنوان یک شغل دارد،
می تواند شروع خوبی برای موفقیت در سایر مشاغل بازاریابی، تجارت، مدیریت و
حتی سایر مشاغل غیر مرتبط باشد. چرا که اصول موفقیت در امر ویزیتوری از
مهمترین اصول و ارکان موفقیت شغلی محسوب می شوند. یک ویزیتور می بایست نظم
شخصی و فکری داشته باشد. برنامه ریز باشد. قدرت ارتباط مؤثر داشته باشد.
رفتار شناس باشد. قابل اعتماد باشد. هدفمند و آراسته باشد. مصمم و سخت کوش
باشد. اهل رقابت و رفاقت باشد و ... یک
ویزیتور می تواند در مراحل بعدی حرفۀ خود به یک فروشنده، بازاریاب و یک
مدیرفروش، بازاریابی، مدیر عامل و ... تبدیل شود. در روزگار ویزیتوری
تجاربی به دست می آید و انگیزه هایی رشد می کنند که در هیچ وقت و جای دیگر
قابل دسترسی نیستند. من
به ویزیتورهای عزیز توصیه می کنم به شغل خود افتخار کنند و همواره
یادگیرنده باشند. به این دوستان گرامی پیشنهاد می کنم در این حرفه هر روز
گامی به جلوتر بردارند و پایۀ موفقیتهای بعدی را برای زندگی شان بنا نهند.
وقتی به یاد انسانهای موفق و بزرگی در صحنه های مختلف زندگی می افتم که
دورانی را با نام ویزیتور سپری کرده اند، به حرفی که می زنم مطمئن تر می
شوم. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
درو میتوس می گوید: «اگر توقع شما بی عیب و نقص بودن و کمال است به این سیاره تعلق ندارید!» من نام این تعبیر را می گذارم « حق اشتباه کردن ». همۀ ما حق داریم اشتباه کنیم. اشتباهات کوچک و بزرگ. اشتباهات خنده دار یا گریه درآور! این حق طبیعی همۀ ماست. آنچه که بیش از این حق اهمیت دارد، شجاعت پذیرش مسئولیت اشتباه است. گاه برایم اتفاق افتاده است که تمام خودم را جمع و جور می کنم که اشتباهی صورت ندهم و همۀ جوانب را در نظر می گیرم تا دسته گلی به آب نرود ولی همین خرجِ دقت، سبب اصلی اشتباه کردن می شود. ما برای اینکه بتوانیم کمتر اشتباه کنیم باید بتوانیم اضطراب اشتباه نکردن را از روی ذهن خود برداریم. وقتی به کسی می گوییم حواست را جمع کن که آن را نیندازی در واقع ذهنیت انداختن آن را به او هدیه داده ایم و در این صورت احتمال افتادن آن را بالا برده ایم. در صورت پذیرش حق اشتباه برای همه، آرامش بیشتری را در زندگی خود جاری می کنیم. محترم شمردن این حق باعث می شود تا هم خودمان به ذهنیت اشتباه نکردن دچار نشویم و هم با اشتباه دیگران راحت تر کنار بیاییم. در واقع سوء تفاهمات سهم بسزایی را در دایرۀ ارتباطات میان فردی به خود اختصاص می دهند. پیشداوری، قضاوت عجولانه، تصمیمات آنی و مواردی از این قبیل موجب می شود تا وقتی را برای تغییر سوءتفاهمات به حسن تفاهمات قائل نشویم. و هر سوء تفاهمی نشانگر آن است که ما حق اساسی «اشتباه کردن» و یا حداقل احتمال اشتباه کردن را از مخاطب خود سلب کرده ایم. همانطور که گفتم پذیرش مسئولیت اشتباهاتمان بسیار مهم تر و حساس تر از نفس اشتباه کردن است. اشتباهات در بیشتر موارد نا آگاهانه صورت می یابند پس نوعی اتفاق محسوب می شوند. در خصوص اتفاقات هم یک قانون کلی وجود دارد که : تو نمی توانی جلوی اتفاقات را بگیری ولی جلوی خودت را می توانی بگیری. خوب اشتباهی رخ داده است؛ در برابر این اتفاق هم می توان فرار کرد، هم می توان چشمها را بست و آن را نادیده گرفت، هم می توان فکر کرد که اتفاقی نیفتاده است. و البته می توان شجاعت پذیرش مسئولیت اشتباه را داشت و برای جبران آن و یا کاهش خسارات آن کاری کرد و اقدامی نمود. پس بدانیم ما همیشه و همیشه در معرض اشتباه کردن هستیم و این نشان دهندۀ حرکت داشتن ماست. در واقع کسی که کاری نمی کند، حرفی نمی زند، رویایی ندارد، هدفی ندارد، ارتباطی ندارد، او همان کسی است که اشتباهی نمی کند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
امروزه برای بازاریابی راه هایی از روش های اینترنتی تا چاپ تبلیغات مختلفی وجود دارد. بیان ویژگی های شرکت و محصولات به طرق مختلف امکان پذیر است. اگر پول زیادی برای تبلیغات و بازاریابی ندارید نگران نباشید، تاکتیک های کم هزینه فراوانی وجود دارد که می توانید در کسب و کار خود به کار ببرید و باعث موفقیت شما شود. در اینجا به چند مورد از آنها اشاره می کنیم. با برنامه بازی کنید یک برنامه بازاریابی به وجود آورید که در آن اهداف و بودجه اختصاص یافته به زمان سپری شده آماده باشد. با این کار دید وسیع تری نسبت به نیازمندی های بازاریابی خود و هزینه ای که صرف آن کرده اید پیدا خواهید کرد. با در دست داشتن این اطلاعات پیش از اینکه زمان آن فرا برسد، شما وقت کافی خواهید داشت از مزیت تخفیف گرفتن در تبلیغات و خدمات چاپی بهره مند شوید. از خود سوال کنید پس از طراحی نقشه بازی از قابل اجرا بودن آن اطمینان حاصل کنید. خود را به جای مشتری بگذارید و از خودتان سوال کنید. از خود بپرسید چرا باید روی این موقعیت های بازاریابی سرمایه گذاری کنید. آیا شما را به سوی مقصدتان هدایت می کند؟ آیا به اندازه کاری موثر خواهد بود؟ نتیجه آن برای کسب و کار شما چه خواهد بود؟ اگر ایده شما از این آزمون موفق بیرون نیامد، پس در مورد آن بازنگری کنید. به مشتریان خود جایزه بدهید هزینه به دست آوردن یک مشتری جدید پنج برابر نگهداشتن یک مشتری قدیمی است. برنامه جایزه دادن به مشتری، یک گزینه بسیار خوب بازاریابی است. با ایجاد یک برنامه خوب جایزه دادن به بهترین مشتریان در آنها انگیزه به وجود آورید. این راه بسیار خوبی در نگهداری مشتریان است خصوصاً اینکه اگر به آنها همان چیزهایی را جایزه بدهید که می توانند از شرکت شما تهیه کنند. بازاریابی مجازی بازاریابی مجازی یک روش بسیار خوب برای بازاریابی محصولات شرکت شماست، برای اینکه در این کار موفق شوید لازم است برای آن عنوانی برگزینید که مشتریان بتوانند از آن طریق نظرات خود را به شما منتقل کنند. یک روش برای ایجاد ارتباط استفاده از وبلاگ، ایستگاه انتقال پیام و تالارهای گفت وگوست. خودتان این کار را انجام دهید وقتی خودتان تبلیغ می کنید، هزینه ها کاهش می یابند اما این کار ممکن است وقت گیر باشد. مطمئن شوید شیوه بازاریابی شما با نیازهای بازاریابی شرکت که قبلاً فهرست کرده اید سازگاری دارد، سپس آن را اجرا کرده و پیگیری کنید. این تماس ها و پیگیری های اولیه بسیار مهم و حیاتی هستند و به موفق شدن شما در کار کمک می کنند. تبلیغات دهان به دهان تبلیغات دهان به دهان بهترین شکل بازاریابی است. ایجاد تفکر مناسب در افراد بسیار حائز اهمیت است. این می تواند به صورت به راه انداختن یک مسابقه یا یک رویداد باشد. مشتریان خود را برای دریافت این اطلاعات در اولویت قرار دهید، آنها در مورد شما به همه خواهند گفت. روی بهترین مشتریان احتمالی خود تمرکز کنید سعی کنید تعداد بیشتری از مشتریان جدید خود را شبیه به بهترین مشتریان کنونی خود کنید. مشتریان فعلی را تحلیل کنید و ببینید آنها در چه مواردی با هم اشتراک دارند و چرا این خصوصیات باعث شده است آنها را به بهترین مشتریان شما بدل سازد. پیام بازاریابی خود را با سلیقه آنها اصلاح کنید. این باعث افزایش میزان فروش شده و موفقیت شما را در مورد مشتریان جدید سبب می شود. شراکت با یافتن شرکای دیگر از بین سایر کسب و کارها در برنامه های بازاریابی خود می توانید دامنه کار خود را وسعت ببخشید، در عین حال هزینه شما کاهش می یابد. می توانید شرکای خود را از بین مشاغلی انتخاب کنید که خدمات و محصولات جانبی و مکملی شما را ارائه می دهند و فهرست مشتریان احتمالی خود را با هم ترکیب کرده و حتی در هزینه های تبلیغات با هم شریک شوید. این تاکتیک ها، کم هزینه ولی موثر هستند. هم به گردش کار شما کمک می کنند و هم به شما یاری می دهند که از سرمایه خود در تولید محصولات بیشتر و توجه بیشتر به کارکنانتان استفاده کنید. مرجع: |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
رکود حاکم بر بخشهاى مختلف اقتصادى به «آگهىهاى صداوسيما» نيزرسيد. با
گذشت حدود يک ماه از انتخابات رياست جمهورى دهم در ايران، پسلرزههاى اين
انتخابات به آگهىهاى تلويزيون دولتى کشور سرايت کرده است.
شايد آنهايى که بيننده سريال کرهاى «افسانه جومونگ» بودهاند، اين روزها آگهىهاى ميان برنامه اين سريال را ديدهاند که با افت شديدى مواجه شده است. اگرچه صداوسيماى دولتى ايران به صورت انحصارى عمل کرده و هيچگاه آمار مشخصى از ميزان درآمدها و تعداد آگهىهاى بازرگانى خود منتشر نمىکند، اما حتى مخاطبان برخى برنامههاى تلويزيون ايران نيز، کاهش حجم آگهىهاى راديو و تلويزيون را حس کردهاند و با مقايسه آگهىهاى ميان برنامه سريالهاى پربيننده در ماهى که گذشت با سال پيش، به خوبى به آن پى مىبرند اما مشکل صداوسيما از کجا شروع شده است؟ طبقهبندي نرخآگهي در صداوسيما مکانهاى پخش آگهى براساس برنامهاى که قبل و بعد از آن پخش مىشود با نرخهاى متفاوتى عرضه مىشود. گاه ممکن است استقبال يا عدم استقبال عمومى از يک برنامه باعث افزايش يا کاهش تعرفه آن شود. اين نرخها به صورت فعلى ماهيانه، هفتگى و گاه روزانه متغير است.برنامههاى صداوسيما به 27 طبقه تقسيم مىشود. به طورى که نرخ آگهى در طبقات اوليه ارزانتر است و هر چقدر «طبقه» برنامه بالاتر باشد، آگهى هم گرانتر مىشود. صداوسيما با صاحبان کالاها پنج نوع قرارداد مىبندد. قرارداد عادي، ويژه، استثنايي، متمم و خاص. در قراردادهاى عادي، صاحب آگهي، مىتواند آگهى خود را در تمام طبقات پخش کند. صاحبان آگهى در قراردادهاى عادى فقط تا طبقه 14 امکان پخش تبليغات خود را دارند. همين شيوه در قراردادهاى استثنايى هم به کار مىرود اما در اين نوع قرارداد صاحب آگهي، امکان پخش تبليغات خود را فقط تا طبقه هشت دارد. در قراردادهاى متمم، صاحب آگهى بودجه جديدى را براى ادامه آگهى خود اختصاص مىدهد و در قراردادهاى خاص نيز آگهىهاى فرهنگي، ورزشى و اجتماعى قرار دارد که تخفيفهاى ويژهاى به آنها تعلق مىگيرد. رقم هر ثانيه آگهي براى هر ثانيه آگهى در تلويزيون و راديوى دولتى ايران، در طبقات مختلف 27 گانه بايد رقم متفاوتى را پرداخت. به گونهاى که طبقه اول برنامهها، 20 هزار تومان، طبقه دوم 35 هزار تومان، چهارم 100 هزار تومان، هشتم 450 هزار تومان و دوازدهم، يک ميليون و 100 هزار تومان و بيستم سه ميليون و 150 هزار تومان براى هر ثانيه بايد پرداخت کرد. به طور مثال سريال افسانه جومونگ در طبقه 25 برنامهها به دليل پربيننده بودن قرار مىگيرد که براى هر ثانيه آگهى در پيش، ميان و بعد اين برنامه بايد پنج ميليون تومان پول پرداخت کرد. از کجا شروع شد؟ با اينکه مسئولان رسانه ملى ايران از دادن هر گونه اطلاعات در مورد آگهىهاى تلويزيونى خوددارى کردهاند اما اين شرکتهاى تبليغاتى مرتبط با صداى و سيماى دولتى ايران هستند که به خوبى افت چشمگير آگهىهاى تلويزيونى را تشريح مىکنند. اطلاعات دريافتى از اين شرکتها حاکىاز رکود آگهىهاى تلويزيونى در شش ماهه اول سال است که همواره طبيعى و قابل پيشبينى بوده اما با اتفاقات رخ داده پس از انتخابات رياست جمهورى در خردادماه و عملکرد صدا و سيما در انعکاس اخبار و گزارشهاى تجمعها و اعتراضهاى مردم به نتايج اين انتخابات رکود آگهى شدت بيشترى يافته و تبديل به «بحران» شده است. مسئول يکى از اين شرکتهاى تبليغاتى که نخواست نامش فاش شود با تاييد اين خبر به حيات نو مىگويد: با توجه به اتفاقهاى اخير، قراردادهاى بلندمدت آگهى با تلويزيون به شدت کاهش يافته و حتى برخى صاحبان کالا قراردادهاى آگهى پيشين خود را «لغو» کرده يا انصراف مىدهند.به گفته اين منبع آگاه، در هفته گذشته صدا و سيما به شرکتهاى تبليغاتى نمابرى را ارسال کرده که براساس آن مکانيزم تشويقى جديدى براى افزايش آگهىهاى تجارى در نظر گرفته شده است. اما گويا اين مکانيزمهاهم تاکنون پاسخ نداده است. اين منبع آگاه در يکى از شرکتهاى تبليغاتى طرف قرارداد با صدا و سيما، از جلسهاى خبر داده که در آن مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملى از آنها براى بازگشت آگهىهاى تجارى به تلويزيون درخواست راهکار کردهاند. موضوعى که به اعتقاد وى بسيار عجيب و بىسابقه است. بانکها در صدر جدول هماکنون آگهىهاى تلويزيونى و راديوى دولتى ايران با همان حجم پايين ادامه دارد. اما در اين ميان بانکهاى دولتى و برخى بانکهاى خصوصى هستند که بار آگهىها را به دوش مىکشند. در اين ميان گفته مىشود يکى از بانکهاى خصوصى نيز آگهىهاى خود را در رسانه ملى «لغو» کرده است. اين اتفاق پس از جريانات اخير انتخابات رياستجمهورى رخ داده است. مسئول اداره تبليغات روابط عمومى يک بانک دولتى در مورد تحولات اخير آگهىهاى اين بانک در صدا و سيما به حيات نو مىگويد: چندى پيش مسئولان شرکت تبليغاتى طرف قرارداد بانک، با ما جلسهاى گذاشت و در آن از بانک، درخواست شد تا ميزان آگهىهاى خود را افزايش دهد. اما اين درخواست مستلزم بررسىهاى بيشترى است و نمىتوان يک شبه در اين مورد تصميم گرفت. بنا بر اطلاعات دريافتي، اين بانکها و بيمهها هستند که يکسوم کل درآمد صداوسيما را از آگهىهاى تبليغاتى تامين مىکنند. يعنى چيزى در حد ود 100 تا 150 ميليارد تومان. صدا و سيما مىدانست تمامى تحرکات و اقداماتى که صدا و سيما از ماه پايانى سال گذشته انجام داده نشان مىدهد که مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملى از رکود حاکم بر آگهىهاى تبليغاتى خبر داشتهاند. اين موضوع را شرکتهاى تبليغاتى طرف قرارداد صدا و سيما نيز تاييد مىکنند. به گفته مسئول يکى از اين شرکتها، صدا و سيما پيش از آغاز سال 88، از چگونگى تغييرات در آگهىهاى تبليغاتى خود اطلاع داشته و آن را پيشبينى کرده است. شاهد اين مدعا نيز سياستهاى تشويقى صدا و سيما براى آگهىهاى بازرگانى است. اسفند ماه سال گذشته صدا و سيما «ضوابط کاري» خود را تغيير داده به نحوى که «اضافه پخش» آگهى را براى نخستين بار براى سال 88 از 30 درصد به 60 درصد رسانده است.به گفته اين منبع آگاه، سياستهاى تشويقى در صدا و سيما براى جذب آگهى هميشه هست، اما چنين اقدام بىسابقهاى جالب توجه بود و نشان مىدهد که مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملي، وقوع چنين رکودى را در آگهىهاى تلويزيونى پيشبينى کرده بودند. او مىافزايد: افت سفارش آگهى هميشه وجود دارد اما اين بار منحنى آگهىها به صورت معنىدارى حرکت مىکند. اگر بخشى از دلايل اين رکود به وجود آمده به محدوديت هاى اقتصادى ايران يا وجود مشکلات مختلف نزد صاحبان صنايع بازمىگردد، بخش ديگرى را بايد در عوامل ديگرى جستوجو کرد. عواملى که بيش و کم در رفتارهاى اجتماعى مردم و عملکرد صدا و سيما در انعکاس رويدادهاى اخير ريشه دارد. اما آيا اين رکود پابرجا مىماند؟ اين منبع آگاه پاسخ مىدهد: اگر صدا و سيما پيش از آغاز سال 88 پيشبينى چنين بحرانى را در آگهىهاى تلويزيونى داشته باشد بايد پذيرفت که براى برونرفت از بحران آگهىها هم استراتژى داشته باشد. 300، 400 يا حتى 500 ميليارد تومان درآمد براى سازمان عريض و طويلى که رديف بودجه جداگانهاى دارد و به صورت انحصارى نيز در ايران فعاليت مىکند رقم بالايى نيست؛ اما بالاخره اين هم درآمدى است که قطعا مسئولان رسانه ملى نمىتوانند از آن چشمپوشى کنند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
حیات نو در شماره امروز خود نوشت : رکود حاکم بر بخشهاى مختلف اقتصادى به «آگهىهاى صداوسيما» نيزرسيد. با گذشت حدود يک ماه از انتخابات رياست جمهورى دهم در ايران، پسلرزههاى اين انتخابات به آگهىهاى تلويزيون دولتى کشور سرايت کرده است. شايد آنهايى که بيننده سريال کرهاى «افسانه جومونگ» بودهاند، اين روزها آگهىهاى ميان برنامه اين سريال را ديدهاند که با افت شديدى مواجه شده است. اگرچه صداوسيماى دولتى ايران به صورت انحصارى عمل کرده و هيچگاه آمار مشخصى از ميزان درآمدها و تعداد آگهىهاى بازرگانى خود منتشر نمىکند، اما حتى مخاطبان برخى برنامههاى تلويزيون ايران نيز، کاهش حجم آگهىهاى راديو و تلويزيون را حس کردهاند و با مقايسه آگهىهاى ميان برنامه سريالهاى پربيننده در ماهى که گذشت با سال پيش، به خوبى به آن پى مىبرند اما مشکل صداوسيما از کجا شروع شده است؟ طبقهبندي نرخآگهي در صداوسيما مکانهاى پخش آگهى براساس برنامهاى که قبل و بعد از آن پخش مىشود با نرخهاى متفاوتى عرضه مىشود. گاه ممکن است استقبال يا عدم استقبال عمومى از يک برنامه باعث افزايش يا کاهش تعرفه آن شود. اين نرخها به صورت فعلى ماهيانه، هفتگى و گاه روزانه متغير است.برنامههاى صداوسيما به 27 طبقه تقسيم مىشود. به طورى که نرخ آگهى در طبقات اوليه ارزانتر است و هر چقدر «طبقه» برنامه بالاتر باشد، آگهى هم گرانتر مىشود. صداوسيما با صاحبان کالاها پنج نوع قرارداد مىبندد. قرارداد عادي، ويژه، استثنايي، متمم و خاص. در قراردادهاى عادي، صاحب آگهي، مىتواند آگهى خود را در تمام طبقات پخش کند. صاحبان آگهى در قراردادهاى عادى فقط تا طبقه 14 امکان پخش تبليغات خود را دارند. همين شيوه در قراردادهاى استثنايى هم به کار مىرود اما در اين نوع قرارداد صاحب آگهي، امکان پخش تبليغات خود را فقط تا طبقه هشت دارد. در قراردادهاى متمم، صاحب آگهى بودجه جديدى را براى ادامه آگهى خود اختصاص مىدهد و در قراردادهاى خاص نيز آگهىهاى فرهنگي، ورزشى و اجتماعى قرار دارد که تخفيفهاى ويژهاى به آنها تعلق مىگيرد. رقم هر ثانيه آگهي براى هر ثانيه آگهى در تلويزيون و راديوى دولتى ايران، در طبقات مختلف 27 گانه بايد رقم متفاوتى را پرداخت. به گونهاى که طبقه اول برنامهها، 20 هزار تومان، طبقه دوم 35 هزار تومان، چهارم 100 هزار تومان، هشتم 450 هزار تومان و دوازدهم، يک ميليون و 100 هزار تومان و بيستم سه ميليون و 150 هزار تومان براى هر ثانيه بايد پرداخت کرد. به طور مثال سريال افسانه جومونگ در طبقه 25 برنامهها به دليل پربيننده بودن قرار مىگيرد که براى هر ثانيه آگهى در پيش، ميان و بعد اين برنامه بايد پنج ميليون تومان پول پرداخت کرد. از کجا شروع شد؟ با اينکه مسئولان رسانه ملى ايران از دادن هر گونه اطلاعات در مورد آگهىهاى تلويزيونى خوددارى کردهاند اما اين شرکتهاى تبليغاتى مرتبط با صداى و سيماى دولتى ايران هستند که به خوبى افت چشمگير آگهىهاى تلويزيونى را تشريح مىکنند. اطلاعات دريافتى از اين شرکتها حاکىاز رکود آگهىهاى تلويزيونى در شش ماهه اول سال است که همواره طبيعى و قابل پيشبينى بوده اما با اتفاقات رخ داده پس از انتخابات رياست جمهورى در خردادماه و عملکرد صدا و سيما در انعکاس اخبار و گزارشهاى تجمعها و اعتراضهاى مردم به نتايج اين انتخابات رکود آگهى شدت بيشترى يافته و تبديل به «بحران» شده است. مسئول يکى از اين شرکتهاى تبليغاتى که نخواست نامش فاش شود با تاييد اين خبر به حيات نو مىگويد: با توجه به اتفاقهاى اخير، قراردادهاى بلندمدت آگهى با تلويزيون به شدت کاهش يافته و حتى برخى صاحبان کالا قراردادهاى آگهى پيشين خود را «لغو» کرده يا انصراف مىدهند.به گفته اين منبع آگاه، در هفته گذشته صدا و سيما به شرکتهاى تبليغاتى نمابرى را ارسال کرده که براساس آن مکانيزم تشويقى جديدى براى افزايش آگهىهاى تجارى در نظر گرفته شده است. اما گويا اين مکانيزمهاهم تاکنون پاسخ نداده است. اين منبع آگاه در يکى از شرکتهاى تبليغاتى طرف قرارداد با صدا و سيما، از جلسهاى خبر داده که در آن مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملى از آنها براى بازگشت آگهىهاى تجارى به تلويزيون درخواست راهکار کردهاند. موضوعى که به اعتقاد وى بسيار عجيب و بىسابقه است. بانکها در صدر جدول هماکنون آگهىهاى تلويزيونى و راديوى دولتى ايران با همان حجم پايين ادامه دارد. اما در اين ميان بانکهاى دولتى و برخى بانکهاى خصوصى هستند که بار آگهىها را به دوش مىکشند. در اين ميان گفته مىشود يکى از بانکهاى خصوصى نيز آگهىهاى خود را در رسانه ملى «لغو» کرده است. اين اتفاق پس از جريانات اخير انتخابات رياستجمهورى رخ داده است. مسئول اداره تبليغات روابط عمومى يک بانک دولتى در مورد تحولات اخير آگهىهاى اين بانک در صدا و سيما به حيات نو مىگويد: چندى پيش مسئولان شرکت تبليغاتى طرف قرارداد بانک، با ما جلسهاى گذاشت و در آن از بانک، درخواست شد تا ميزان آگهىهاى خود را افزايش دهد. اما اين درخواست مستلزم بررسىهاى بيشترى است و نمىتوان يک شبه در اين مورد تصميم گرفت. بنا بر اطلاعات دريافتي، اين بانکها و بيمهها هستند که يکسوم کل درآمد صداوسيما را از آگهىهاى تبليغاتى تامين مىکنند. يعنى چيزى در حد ود 100 تا 150 ميليارد تومان. صدا و سيما مىدانست تمامى تحرکات و اقداماتى که صدا و سيما از ماه پايانى سال گذشته انجام داده نشان مىدهد که مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملى از رکود حاکم بر آگهىهاى تبليغاتى خبر داشتهاند. اين موضوع را شرکتهاى تبليغاتى طرف قرارداد صدا و سيما نيز تاييد مىکنند. به گفته مسئول يکى از اين شرکتها، صدا و سيما پيش از آغاز سال 88، از چگونگى تغييرات در آگهىهاى تبليغاتى خود اطلاع داشته و آن را پيشبينى کرده است. شاهد اين مدعا نيز سياستهاى تشويقى صدا و سيما براى آگهىهاى بازرگانى است. اسفند ماه سال گذشته صدا و سيما «ضوابط کاري» خود را تغيير داده به نحوى که «اضافه پخش» آگهى را براى نخستين بار براى سال 88 از 30 درصد به 60 درصد رسانده است.به گفته اين منبع آگاه، سياستهاى تشويقى در صدا و سيما براى جذب آگهى هميشه هست، اما چنين اقدام بىسابقهاى جالب توجه بود و نشان مىدهد که مسئولان بخش بازرگانى رسانه ملي، وقوع چنين رکودى را در آگهىهاى تلويزيونى پيشبينى کرده بودند. او مىافزايد: افت سفارش آگهى هميشه وجود دارد اما اين بار منحنى آگهىها به صورت معنىدارى حرکت مىکند. اگر بخشى از دلايل اين رکود به وجود آمده به محدوديت هاى اقتصادى ايران يا وجود مشکلات مختلف نزد صاحبان صنايع بازمىگردد، بخش ديگرى را بايد در عوامل ديگرى جستوجو کرد. عواملى که بيش و کم در رفتارهاى اجتماعى مردم و عملکرد صدا و سيما در انعکاس رويدادهاى اخير ريشه دارد. اما آيا اين رکود پابرجا مىماند؟ اين منبع آگاه پاسخ مىدهد: اگر صدا و سيما پيش از آغاز سال 88 پيشبينى چنين بحرانى را در آگهىهاى تلويزيونى داشته باشد بايد پذيرفت که براى برونرفت از بحران آگهىها هم استراتژى داشته باشد. 300، 400 يا حتى 500 ميليارد تومان درآمد براى سازمان عريض و طويلى که رديف بودجه جداگانهاى دارد و به صورت انحصارى نيز در ايران فعاليت مىکند رقم بالايى نيست؛ اما بالاخره اين هم درآمدى است که قطعا مسئولان رسانه ملى نمىتوانند از آن چشمپوشى کنند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
مسئولان یک بنگاه تولیدی یا تجاری ، در
مقام خریدار یا در مقام فروشنده ، مذاکره کننده نیز هستند . هر فردی که در
زمینه های تجاری فعالیت می کند . خواه نا خواه در شرایطی قرار می گیرد که
باید برای متقاعد کردن طرف مقابل یا ترغیب او به خرید ، مذاکره کند . در
زمینه های تولیدی ، خدماتی و مالی نیز همین وضع صدق می کند. تاکتیک خشونت در مذاکرات بازاریابی ، از
سیاست و نظامی گری به بازاریابی راه یافته و شیوه مطلوبی نیست . بدیهی است
در هر مذاکره ای ، تاکید برخواسته ها ، عدم انعطاف ، اصرار ورزیدن بر
اعتقادات یا مواضع و امثال آنها موجب میشود که طرف مقابل نیز با همین شیوه
ها وارد عمل شود و طبیعی است که با ایجاد جو عدم تفاهم و خصومت ، مذاکرات
بی نتیجه پایان پذیرد . یک مذاکره کننده موفق اعم از خریدار ،
فروشنده ، واسطه ویا هر شخصی که در زمینه های حرفه ای دیگر فعالیت می کند
، با اصول گرایی ، منطق ، ملایمت بجا ، خشونت به موقع و بالاخره با نگرش
سیستمی به موضوع میتواند مذاکرات را به طرف دلخواه هدایت کند . هدف نهایی
مذاکرات بازاریابی پیشبرد فروش است و پیشبرد فروش در بسیاری از متون
بازاریابی به نام ارتباطات بازاریابی خوانده شده است . بدین معنی که
مذاکره کردن ، یک فعالیت ارتباطی است و ارتباط به معنای رساندن ، اثر
گذاشتن و دریافت پاسخ است و ناگفته پیداست که در یک فعالیت ارتباطی نباید
با روحیه ، اخلاق ، اعتقاد و ضوابط حرف مقابل با سختی و خشونت برخورد کرد . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
مسئولان یک بنگاه تولیدی یا تجاری ، در
مقام خریدار یا در مقام فروشنده ، مذاکره کننده نیز هستند . هر فردی که در
زمینه های تجاری فعالیت می کند . خواه نا خواه در شرایطی قرار می گیرد که
باید برای متقاعد کردن طرف مقابل یا ترغیب او به خرید ، مذاکره کند . در
زمینه های تولیدی ، خدماتی و مالی نیز همین وضع صدق می کند. تاکتیک خشونت در مذاکرات بازاریابی ، از
سیاست و نظامی گری به بازاریابی راه یافته و شیوه مطلوبی نیست . بدیهی است
در هر مذاکره ای ، تاکید برخواسته ها ، عدم انعطاف ، اصرار ورزیدن بر
اعتقادات یا مواضع و امثال آنها موجب میشود که طرف مقابل نیز با همین شیوه
ها وارد عمل شود و طبیعی است که با ایجاد جو عدم تفاهم و خصومت ، مذاکرات
بی نتیجه پایان پذیرد . یک مذاکره کننده موفق اعم از خریدار ،
فروشنده ، واسطه ویا هر شخصی که در زمینه های حرفه ای دیگر فعالیت می کند
، با اصول گرایی ، منطق ، ملایمت بجا ، خشونت به موقع و بالاخره با نگرش
سیستمی به موضوع میتواند مذاکرات را به طرف دلخواه هدایت کند . هدف نهایی
مذاکرات بازاریابی پیشبرد فروش است و پیشبرد فروش در بسیاری از متون
بازاریابی به نام ارتباطات بازاریابی خوانده شده است . بدین معنی که
مذاکره کردن ، یک فعالیت ارتباطی است و ارتباط به معنای رساندن ، اثر
گذاشتن و دریافت پاسخ است و ناگفته پیداست که در یک فعالیت ارتباطی نباید
با روحیه ، اخلاق ، اعتقاد و ضوابط حرف مقابل با سختی و خشونت برخورد کرد . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
آنچه در این روزها نقل محافل و مجالس شده بحثهای تبلیغاتی نامزدهای احتمالی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است. ستادهای انتخاباتی یكی پس از دیگری تشكیل می شوند و فعالیتهای تبلیغاتی اوج میگیرد. در این بین سوالی مطرح می شد و آن اینكه تبلیغات چقدر می تواند در موفقیت یا عدم موفقیت یك داوطلب تاثیر داشته باشد؟ و یك برنامه تبلیغاتی انتخاباتی باید از چه خصوصیاتی برخوردار باشد؟ شاید در سالیان گذشته و دوره های پیشین، اهمیت تبلیغات انتخاباتی چندان درك نشده بود، اما به تدریج قدرت تبلیغات برای جلب آرای مردم مورد توجه قرار گرفت و به نظر میرسد در انتخابات پیش روی به بالاترین حد در سالیان بعد از انقلاب برسد.
برنامه تبلیغاتی برای انتخابات تبلیغات سیاسی شكلی از تبلیغات است و همان اصول و مبانی كلی كه در علم تبلیغات مطرح میشود در تبلیغات سیاسی هم وجود دارد. هدف در تبلیغات سیاسی جلب توجه و حمایت مخاطبان است. و برای این منظور باید برنامه داشت و حرفه ای عمل كرد. آنچه در تبلیغات انتخاباتی یا سیاسی حائز اهمیت است، داشتن یك برنامه تبلیغاتی اثربخش است. در این برنامه تبلیغاتی باید مخاطبان هدف، ساختار و محتوای پیام، رسانه و ساختار هزینه به صورتی حرفه ای و كارشناسی شده تعریف شده باشند. غفلت در هریك از اجزای فوق میتواند تمامی تلاشها و زحمات را بیاثر و نقش بر آب كند.
تعریف مخاطبان هدف براین اساس نامزدهای انتخاباتی باید ابتدا مخاطبان هدف را انتخاب كنند. به عنوان نمونه میتوان به انتخاب دانشجویان و پشت كنكوریها اشاره كرد كه توسط آقای جاسبی صورت گرفت یا انتخاب اقشار كم درآمد جامعه كه توسط آقای كروبی صورت پذیرفت. نمونه دیگر جوانان و زنان هستند كه توسط آقای خاتمی در دورههای گذشته هدف قرار گرفتند و یكی از مهمترین دلایل پیروزی ایشان شمرده میشود. چراكه جوانان و زنان هم از نظر تعداد و هم از نظر تاثیرگذاری بخش مهمی از جامعه ما هستند كه توسط آقای خاتمی مورد توجه ویژه قرار گرفتند. و یا قشر كارگر و روستا نشین كه توسط آقای احمدی نژاد به عنوان مخاطب هدف انتخاب شد. كه باتوجه به تعدد و حضور جدی این گروه در انتخابات از مهمترین عوامل موفقیت ایشان محسوب میشود. نكته مهم اینكه مخاطبان هدف را باید باتوجه به تعداد، قدرت نفوذ و تاثیرگذاری بر دیگران و میزان حضور جدی در عرصه انتخابات، بررسی و انتخاب نمود.
پیام تبلیغاتی عامل مهم دیگر پیام است كه محتوا و ساختار آن میبایست با توجه به سلایق و علایق و خواستههای مخاطبان هدف مشخص شود. شعار تبلیغاتی و حتی لگوی تبلیغاتی نیز در این قسمت جای میگیرد. شعار تبلیغاتی جهتگیری و الویتهای یك نامزد انتخاباتی را مشخص میكند. به عنوان نمونه آقای كروبی به انتخاب شعارهای اقتصادی از نوعی كه برای قشر كم درآمد ارزشمند باشد پرداخت و آقای خاتمی شعارها و پیامهای تبلیغاتی خود را باب میل جوانان و زنان انتخاب كرد. و از آنجا كه این دو گروه بیش از سایر اقشار جامعه احساسی تصمیم میگیرند، قالب پیامها و شعارها هم احساسی طراحی شده بود. پیش بینی میشود كه برخی از نامزدهای انتخابات پیش روی هم از پیامهای مورد پسند جوانان و زنان استفاده كنند. از جمله آقای میر حسین موسوی كه آزادیهای اجتماعی و سیاسی بیشتر را مد نظر قرار داده است. در انتخاب پیام تبلیغاتی نكتهای ظریف وجود دارد كه میتواند استراتژی نامزدها را كم اثر سازد. و آن عبارت است از میزان باورپذیری پیام و انطباق آن با ادعاكننده. باید دید كه باتوجه به سوابق و تصور ذهنی كه از داوطلبین وجود دارد شعارهای ایشان چقدر باورپذیر تلقی خواهد شد. بر این اساس شاید اگر آقای موسوی به مسائل اقتصادی توجه نشان دهند با توجه به سوابق ایشان، باورپذیری به مراتب بیشتری را ایجاد كنند. در مورد نمونهای دیگر از انطباق شعارها و مخاطبان هدف با شخصیت نامزدها هم میتوان به آقای باراك اوباما اشاره كرد. چهره جوان ایشان كه در مواردی هم با لباس غیررسمی به تصویر كشیده میشد در باورپذیری شعارهای ایشان برای قشر جوان آمریكا بسیار موثر بود. در دوره گذشته نیز آقای هاشمی رفسنجانی در برخی از تیزرهای تبلیغاتی با لباسی تا حدی غیررسمی ظاهر شدند كه البته تاثیرگذار نیز بود. نمونه دیگر آقای احمدینژاد است كه از لحاظ باورپذیری توانست ارتباط بسیار خوبی با مخاطبان هدف خود برقرار سازد. باتوجه به سیاستها و برنامههای اجرا شده در 4 سال گذشته توسط ایشان به نظر میرسد همچنان طرفداران خود را همراه داشته و جزء گزینههای جدی این دوره هم قرار خواهند داشت. نكته مهم اینكه در انتخاب پیام، باید به ارزشها و خواستهای مخاطبان هدف توجه كرد. البته پیامی كه انتخاب میشود باید با شخصیت و سوابق نامزدها هم منطبق باشد. همچنین باید باورپذیر بوده و امری محال و غیرواقعی جلوه نكند.
رسانه تبلیغاتی عامل سوم انتخاب رسانه مناسب است. كه البته نامزدهای دوره دهم حق انتخاب چندانی از این حیث نخواهند داشت و با توجه به شرایط پیش آمده و لزوم صرفهجویی، رسانه قالب برای تمامی داوطلبین تلویزیون خواهد بود. البته استفاده هوشمندانه از رسانههای الكترونیكی از جمله اینترنت میتواند برای استفاده كنندگان یك گزینه طلایی محسوب شود. به ویژه افرادی كه جوانان و دانشجویان را هدف گرفتهاند. نمونه بارز این امر استفاده هوشمندانه آقای اوباما از تبلیغات اینترنتی است كه قبلا خبر آن به اطلاع دوستان رسیده بود. (اینجا)
بودجه تبلیغاتی عامل دیگر بودجه و توان مالی است. هر فردی كه بتواند سرمایه بیشتری را همراه خود سازد امكان موفقیتش افزون خواهد شد. چراكه میتوند پیامهای خود را بیشتر، وسیعتر و بلندتر به گوش مخاطبان خود برساند. در دوره گذشته آقای هاشمی رفسنجانی از این حیث توفیق بیشتری داشتند. البته آنچه بیش از حجم سرمایه اهمیت دارد، استفاده هوشمندانه از سرمایه است. چه بسا بتوان با سرمایهای بسیار كم تاثیرگذاری به مراتب بالاتری را ایجاد نمود. در این زمینه استفاده از رسانههای نوین مانند اینترنت كه ارزانتر ولی تاثیرگذارتر هستند همچنان توصیه میشود. نكته اینكه تبلیغات اینترنتی چیزی بیش از یك سایت شخصی ایستا و كم بازدید كننده است. استفاده از بازیهای آنلاین، فایلهای فلش جذاب و بنرهای تبلیغاتی خوش رنگ و لعاب از جمله روشهایی است كه میتوانند مورد استفاده قرار گیرند.
پانوشت در سالیان گذشته در بخش اجرا پیشرفتهای نسبتا خوبی صورت گرفته است. استفاده از كارگردانهای باسابقه و زبردست سطح كیفی اجرای كمپینهای تبلیغاتی را ارتقا داده است. اما باید توجه داشت كه اجرا بعد از طراحی اهمیت مییابد و اساسا برای طراحی یك كمپین تبلیغاتی اثربخش باید از متخصصان تبلیغات و بازاریابی آشنا به اصول اقناع نیز كمك گرفت. حال اینكه چرا متخصصان تبلیغات و بازاریابی كشور حضور كم رنگی در رقابتهای سیاسی داشته و دارند موضوعی دیگر است كه شاید در فرصت بعدی به آن نیز بپردازیم. در پایان باید گفت كه تبلیغات انتخاباتی و بطور كلی تبلیغات سیاسی یكی از شكلهای ظریف در عین حال دشوار و پیچیده تبلیغاتی است. كه در صورت توجه میتواند موفقیتهای چشم گیری در عرصه ملی و بین المللی برای سیاسیون كشورمان به ارمغان آورد. به شرط آنكه هوشمندانه طراحی و حرفهای اجرا شود. منبع: چهارراه تبلیغات |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
لطفا گوشی را بردارید!ء تلفن، اتلاف وقت یا صرفه جویی معضل استفاده نادرست از تلفن همچنان گریبانگیر اکثر مردم جهان است و متاسفنه بیشتر مردم طرز صحیح استفاده از آن را نمی دانند. جالب است بدانید، استفاده درست از تلفن نیازمند تجربه و مهارت بالایی است تا هم فرد به کار خود برسد و هم وقتش هدر نرود. برای رسیدن به این هدف چند نکته کلیدی را در اختیارتان قرار می دهیم تا شاید کمکی برای استفاده بهتر از تلفن باشد. در تماس های کاری پیش از تلفن زدن حتما مواردی را که می خواهید بگویید به صورت تیتروار یادداشت کرده تا فراموش تان نشود.ء ابتدا از خود بپرسید: هدف من از این تماس چیست؟ به طور مثال اگر می خواهید قرار ملاقاتی بگذارید تمامی ساعات ممکن در آن هفته را یادداشت کنید تا اگر فرد مقابل نتوانست با گزینه زمانی شما تطبیق یابد، زمانی دیگر را پیشنهاد دهید یا اگر می خواهید اطلاعاتی از آن فرد بگیرید، تمامی موارد را بر اساس اهمیت موضوع یادداشت کرده و به ترتیب بپرسید و سپس جلوی هر سوال پاسخ را بنویسید تا فراموش نشود. با این کار به ظاهر ساده خود به جواب تمامی سوالات خود در کمترین زمان دست می یابید.ء پاسخ تلفن های مهم را در حالت ایستاده بدهید!ء هنگامی که شما ایستاده اید و با تلفن صحبت می کنی، ذهن تان فعال تر است و احساس قدرتمندی بیشتری به شما دست می دهد. در این حالت به گفته پزشکان بدن و ذهن به صورت آماده باش در می آید وتمرکز و توجه بیشتری به موضوع پیدا می کند. همچنین درک مطالب پیچیده نیز آسان تر خواهد بود.ء مواظب طرز صحبت خود باشید.ء تنها چیزی که در پشت تلفن به گوش می رسد، طرز کلام شماست. در بسیاری از موارد شما می توانید از لحن و طرز گفتار فرد پشت تلفن، به شیوه تفکر و روحیات او پی ببرید. شما نیز سعی کنید با توجه به چند نکته، اثر مثبت تری را در مکالمات تلفنی از خود به جا بگذارید. یکی از مهم ترین موارد این است که با آرامش صحبت کرده و اجازه دهید صحبت تان در ذهن فرد مقابل، بنشیند. همچنین از سریع صحبت کردن یا جویده جویده حرف زدن بپرهیزید زیرا این کار باعث گیج شدن او می شود و ممکن است منظور شما را اشتباه بفهمد. نکته دیگر این است که با شک تردید و اضطراب حرف نزنید. این مساله بر روی درک مطلب و تمرکز فرد اثر بدی می گذارد و موجب تلفن های بعدی برای درک بهتر مطلب شده و وقت بیشتری را از شما می گیرد.ء از پیغام گیر تلفن بهترین استفاده را ببرید.ء شما می توانید پاره ای از اطلاعات مهم را به صورت خلاصه و تیتروار بر روی پیغام گیر بگذارید. نام و نام خانوادگی خود را در صورت تمایل گفته و ساعت بازگشت تان را نیز بگویید. اگر بنا به دلایلی نمیخواهید این کار را انجام دهید، می توانید پیغامی با این مضمون بگذارید که فرد تماس گیرنده، نام، شماره و ساعت تماس خود را بگوید تا شما به او زنگ بزنید. ذکر این سه مورد در پیغام تلفنی ضروری است. زیرا بسیاری از افراد در هنگام صحبت با پیغام گیر تلفن هل می شوندو نام یا شماره تماس خود را نمی گویند. آمار نشان داده آن دسته از افرادی که با این مساله مشکل دارند، فکر می کنند که درحال صحبت با یک ماشین هستند! و احساس بدی به آن ها منتقل می شود که در نتیجه یا بدون گذاشتن پیام بر روی تلفن آن را قطع می کنند یا پیغام های نامفهوم می گذارند.ء بعضی اوقات به تلفن جواب ندهید.ء گاهی بد نیست که فکر کنید در عصر حجر قرار دارید و امکان دسترسی به تلفن نیست. این مساله به شما فرصت می دهد تا کارهایتان را به بهترین حالت ممکن انجام دهید و بعد هم با آن افرادی که تماس گرفته اند صحبت کنید. اما بد نیست اگر فردی بیش از دو سه بار زنگ زد، جواب دهید شاید کار مهمی داشته باشد. تلفن یکی از اختراعات مهم بشر بوده که برای صرفه جویی در وقت اختراع شد ولی متاسفانه در بسیاری از موارد خود به یک غارتگر زمان تبدیل شده است. محققان پس از پاره ای تحقیقات متوجه شدند که حدود نودوپنج درصد ارتباطات روزانه توسط تلفن انجام می شود و همچنین حدود چهل درصد وقت هایی که در محیط کاری تلف می شود به خاطر روش غلط تلفن کردن یا پاسگویی نادرست به آن است. شما نیز با کمی تمرین می توانید زمان خود را به شیوه بهتری مدیریت کنید.ء |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
مقایسه کنید
تا به نبوغ هوندا پی ببرید. ۲۴ میلیارد دلار درآمد تخمینی شرکت هوندا در
سال ۱۹۸۸ بود. شرکتی با ۶۶ کارخانه در ۳۵ کشور آسیائی، اروپائی و امریکائی
فرآوردههای برتر خود را با قیمت مناسب و خدمات پس از فروش تولید و عرضه
میکرد. ۳۲ دلار کل مبلغ سرمایهگذاری این شرکت در سال ۱۹۴۸ میلادی برای
خرید وسایل بود. شرکتی که با این بودجه، موتورهای مازاد زمان جنگ را
خریداری و بر روی دوچرخه نصب میکرد تا وسیلهی حمل و نقل ارزان در اختیار
عموم قرار دهد. مؤسس این شرکت سوئی چیرو هوندا، پسر یک آهنگر فقیر بود. او
با رها کردن تحصیلات دبیرستان و مهارتورزی در تعمیر موتور، شرکت هوندا
موتور با مسئولیت محدود را در هاماماتسوی ژاپن افتتاح کرد. هوندا یکسال
بعد در سال ۱۹۴۹ مبلغ ۳۸۰۰ دلار از سرمایهگذاران جذب کرد تا صرف تکمیل
موتورهای دو سیلندر ۵۰ سانتیمتر مکعبی سبکوزنی کند که قادر بود ۳ اسب
بخار نیرو تولید کند. با این تحول شرکت کوچک هوندا نیروی کار خود را به ۷۰
افزایش داد و میزان تولید تا پایان همین سال به ۱۰۰ واحد در ماه رسید. سال
۱۹۶۱ میزان فروش موتور سیکلتهای هوندا به ۱۰۰/۰۰۰ واحد در ماه رسید. سه
سال بعد نیز بیش از ۵۰ درصد سهم بازارهای جهانی را به خود اختصاص داد. از
سال تأسیس (۱۹۴۸) تا سال ۱۹۶۱ تنها به مدت دوازده سال آن شرکت بینام و
نشان هوندا به بزرگترین کارخانهی موتورسیکلتسازی جهان تبدیل شد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
تا حالا با بيلبوردهاي متفاوتي مواجه شده ام، اما اين يكي ديگر نوبر است. تصورش را بكنيد در يك ايستگاه اتوبوس ايستاده ايد و ناگهان از بيلبوردي كه كنار شما قرار گرفته و به آن توجهي نداريد، صداي يك نفر بيرون مي آيد. فقط بايد دكمه را فشار دهيد تا ببينيد آن طرف خط چه كسي است. اين روشي است كه شركت سولو ( Solo ) براي جلب نظر مخاطبان و تاكيد بر امكان "واكي تاكي" در محصولات گوشي موبايل خود در برخي از شهرهاي كانادا به كار گرفته است. اين نوع آگهي به نوعي تلاش دارد تا مشتريان بالقوه را وادار کند تا محصول را تجربه کنند. ديدن يك نفر كنار بيلبوردي كه با آن حرف مي زند چه حسی به شما می دهد؟ فکر کنم کنجکاوی اولین واکنش باشد. همان چیزی که بازاریاب های حرفه ای تشنه اش هستند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
تبليغات در جهان امروز پيچيدگيهاي زيادي يافته است كه امروزه از علوم و
تخصصهاي گوناگون همچون آمار، جامعه شناسي، روانشناسي و اقتصاد در كار خود
استفاده ميكند. تلفيق اين علوم با رشتههاي هنري گوناگون و تنوع ابزارهاي
تبليغات و نيز ارتباط تبليغات با انواع رسانهها، آن را به صنعتي پيچيده
تبديل كرده است كه ما امروزه از آن به نام صنعت تبليغات ياد مي كنيم. يكي
از روشهاي تبليغات، استفاده از مطبوعات است. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
روابط عمومي فعاليتي است ممتد، مداوم و طرح ريزي شده که از طريق آن، افراد و سازمان ها مي کوشند تا تفاهم و پشتيباني کساني را که با آنها سروکار دارند به دست آورند و در حقيقت بخشي از مديريت است و در گوياي سازمان، مديريت آن را ايفا مي کند. در اين مجال به طور مختصر به هشت هنر مديران روابط عمومي در راستاي بهبود جايگاه روابط عمومي در سازمانها و ادارات اشاره مي شود. 1- آشنايي با سازمان و روابط حاکم بر آن: مدير روابط عمومي بايد به روحيات، فرهنگ و فضاي حاکم بر سازمان آشنا بوده واز اين رهگذر اطلاعات دقيق را در اختيار مديران تصميم گير بگذارد. 2- آگاهي به مسايل روز جامعه: آشنايي با محيط بيروني و روابط في مابين شخصيت ها و سازمان هاي موجود در منطقه و نوع برخورد مقامات منطقه با سازمان ها براي مدير روابط عمومي راه گشاي بسياري از تصميم گيري ها در روند جاري مديريت خواهد بود. 3- آگاهي به روش کار با رسانه ها: نحوه برقراري ارتباط با ارباب جرايد و خبرنگاران و بعبارت ديگر رسانه هاي ارتباط جمعي از توانمندي هاي يک مدير روابط عمومي است چرا که رسانه ها حلقه هاي اتصال به افکار عمومي هستند. 4- صميمي ترين فرد با رييس سازمان: دارا بودن اين ويژگي در مدير روابط عمومي مرتفع کننده بسياري از مشکلات خواهد بود. 5- خوش برخوردي و آگاهي به آداب معاشرت: احراز اين خصيصه مستلزم تجربه، مصاحبت و همنشيني با قشرهاي مختلف و توانايي شناخت روحيات هر يک و انتخاب نوع برخورد با هر گروه مي باشد. 6- آراستگي ظاهر و جاذبه کلام: بدون شک يکي از اصولي که فرد مي تواند نظر خود را به مخاطبين القا نمايد، خوش نامي، آراستگي ظاهر و قدرت جذب مخاطب مي باشد. 7- قدرت تخيل: نوع تصميم گيري در مواقع حساس، نياز به قدرت تجزيه و تحليل شايسته دارد تا شئونات سازمان حفظ گرديده و فعاليت هاي جاري با آرامش و اطمينان به انجام رسانده شود. 8- داشتن تخصص مربوطه: مدير روابط عمومي بايد علاوه بر داشتن روابط عمومي، از دانش و تخصص اين امر نيز برخوردار باشد و با مطالعه مکرر و کسب تجربه، علم خود را روزآمد سازد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
یكی از شركتهایی كه در سالیان اخیر فعالیتهای تبلیغاتی بسیار زیادی را طراحی و اجرا نموده، شركت ایرانسل است. در این مدت نوع و شیوه تبلیغات ایرانسل همواره موافقین و مخالفینی را به همراه داشته است. در متن حاضر نقدی كه در سایت ایتنا بر تبلیغات ایرانسل نوشته شده است را مرور خواهیم كرد. توضیح اینكه مطالب منتشر شده در این تحلیل نقادانه، صرفاً دیدگاههای نگارنده را مطرح می سازد. چنانچه شما موافقت یا مخالفتی با این نقد دارید می توانید نظرات خود را در بخش نظرها و پیامها مطرح نمائید.
وقتی تبلیغ ضد تبلیغ می شود!تبلیغات
موثر و کارشناسی شده نقش فوقالعادهای در افزایش سهم یک بنگاه یا برند
تجاری از سهم بازار دارد و میتواند تصویری ماندگار از یک محصول، سرویس یا
یک برند در ذهن مخاطبان به جای گذارد.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
کارکردهای روابط عمومی کارگزار روابط عمومي - روابط عمومی (Public Relation) یا به اختصار PR، بخشی از مدیریت یک سازمان را تشکیل می دهد که روابط مفید و متقابل مابین آن سازمان و قشرهای گوناگون مردم را شناسایی کرده و برقرار می کند. البته فقط سازمان ها نیستند که روابط عمومی دارند. موسسات تجاری، یک نفر سیاستمدار، یک نویسنده یا مولف، دولت یا آژانس دولتی، یک سازمان خیریه، هیات های مذهبی و بالاخره هر شخص یا نهادی می تواند روابط عمومی داشته باشد. مخاطب روابط عمومی ممکن است محدود باشد. مثلا مجموعه زنان رای دهنده به یک حزب سیاسی که بین 35 تا 50 سال سن دارند، یا مثلا سهامداران یک موسسه. و ممکن است خیلی گسترده باشند مثل یک ملت یا اصلا همه مردم دنیا. یکی از المان های مهم روابط عمومی مفهوم مشتری یا ارباب رجوع است. روابط عمومی باید اطلاعات مشتری را جمع آوری کرده و به سازمان منتقل کند. فعالیت های روابط عمومی بسیار متنوع بوده و طیف وسیعی را شامل می شود. از جمله بازاریابی و کارهایی که باعث تقویت اعتبار و وجهه سازمان می شود. این چنین فعالیت هایی معمولا به طور مستقیم با مخاطب ارتباط ایجاد می کند، مثل سخنرانی ها، رویدادهای خاص، بولتن های خبری، گزارش های سالانه و ... روابط عمومی است که مشخص می کند شما کی هستید، چه کار می کنید و چه طور بین خودتان و سازمان های دیگر تفاوت ایجاد می کنید. اشتباهی که اغلب مردم مرتکب می شوند این است که فکر می کنند روابط عمومی یعنی تبلیغات. در حالی که این دو مفهوم یکی نیستند. تبیلغات فقط یکی از کارهای روابط عمومی است. چیزهایی مثل گزارش به رسانه های گروهی، داستان های خبری، مقالات مهم، مصاحبه، سرمقالات و انجام بازدیدها. حتی در حیطه سیاست هم بهتر است شما با یک روابط عمومی قوی روی مخاطبان تان تاثیر خوب بگذارید. طبق تعریف موسسه روابط عمومی آمریکا، روابط عمومی یعنی سعی و تلاش سنجیده، مستمر و طرح ریزی شده برای ایجاد رابطه مابین یک سازمان و مخاطبانش، و البته برای حفظ تداوم این رابطه. روابط عمومی فعالیت های گسترده و پیچیده ای دارد، اگر چه منظور اصلی آن ساده است: برقراری ارتباط به منظور ایجاد انسجام در اطلاعات موجود. بنابراین روابط عمومی چه بخواهید چه نخواهید وجود دارد. تمام سازمان های پیشرفته این را می دانند و بسته به نوع فعالیت، گستردگی و پیچیدگی شان به روابط عمومی توجه دارند. یک روابط عمومی خوب با اطلاع رسانی و فعالیت آگاهانه، برای سازمان ذیربط خود وجهه خوبی فراهم می کند. روابط عمومی موسسه ها را از شرایط متغیر جامعه و افکار عمومی مطلع می سازد. روابط عمومی باید مشکلات را پیش بینی کرده و قبل از وقوع آن ها، علت شان را از بین ببرد، نه این که بعد از رخ دادن مشکل، بابت آن عذرخواهی کند. اصلا روابط عمومی را در یک کلمه خلاصه می کنیم: «ارتباط»، ارتباط مابین مردم، یا مابین مردم و سازمان ها و یا در محدوده سازمان ها. در دنیای پیشرفته امروز، فعالیت های روابط عمومی به موسسات کمک می کند که از عهده خیلی از مشکلات برآیند، برای خودشان کسب اعتبار کنند، محصول شان را تبلیغ کنند و یا در انتخابات پیروز شوند. از دیگر فعالیت های روابط عمومی، مشاوره است. در حوزه صنعت، پرسنل روابط عمومی مدیر را از تغییرات افکار عمومی مطلع می کنند. منظور از عموم، گروهی از مردم هستند که موسسه به حمایت آن ها نیاز دارد. کسانی مثل خود کارکنان، سهامداران، مشتریان، تامین کنندگان، واسطه ها، جامعه و دولت. این مشاوره های حرفه ای تاثیر هر عمل را روی رفتار جامعه بررسی و مدیریت می کند. وقتی یک تصمیم سازمانی گرفته می شود، روابط عمومی وظیفه دارد با توجه به اطلاعات موجود از بین تمامی روش های قابل استفاده، روشی را برگزیند که از هر حیث به صلاح باشد. مثلا ادغام یک بیمارستان، بستن یک کارخانه صنعتی یا عرضه محصولی جدید، همه این ها به تخصص و برنامه ریزی روابط عمومی نیاز دارند. همچنین روابط عمومی نقش مهمی در صنعت نمایش دارد. تئاتر، سینما، رشته های ورزشی، رستوران ها و همه افراد از سرویس های روابط عمومی استفاده می کنند تا کاسبی شان بهتر شود و وجهه خوبی به دست آورند. از دیگر مشتریان روابط عمومی می توان از موسسات آموزشی، سرویس های اجتماعی، موسسات خیریه، اتحادیه های صنفی و گروه های مذهبی نام برد. یک متخصص روابط عمومی موفق، کسی است که در هنر ارتباطات مهارت داشته باشد. روابط عمومی با کارهای مختلفی درگیر است؛ مثل موارد زیر: 1) برنامه ریزی یعنی تحلیل مشکلات و فرصت ها، تعیین اهداف، تعیین سیاست مورد نظرمان، معرفی و طرح ریزی فعالیت ها. 2) ثبت و بازنگری مداوم ابزار کاری که در اختیار داریم؛ چیزهایی مثل نشریات، سخنرانی ها، گزارش های سهامداران، اطلاعات محصول، نشریات داخلی کارکنان و ... 3) تنظیم اطلاعات با بهترین روش ممکن 4) ساماندهی رویدادهای خاص و مقطعی مثل مراسم و برنامه های بخصوصی که پیش می آید، مصاحبه های مطبوعاتی، عرضه تولیدات، برگزاری نمایشگاه و ... 5) تنظیم دیدارهای عمومی 6) تحقیق و ارزیابی از طریق مصاحبه و گفت و گو با مخاطبان، تکنیک های متنوع نظرسنجی و مدیریت منابع به وسیله طرح ریزی، تنظیم بودجه، جذب نیرو و آموزش کارکنان در راستای اهداف سازمان. برای اداره کردن پژوهش های نظرسنجی، تبلیغات سازمانی، نشریات، تولید ویدیو و فیلم و رویدادهای خاص مهارت های ویژه ای نیاز است. فعالیت های روابط عمومی که در زیر آمده جزو متداول ترین کارهای روابط عمومی است. ممکن است همه یا تعدادی از آن ها به کارتان بخورد. این که کدامش برای تان مفید است بستگی به عوامل مختلفی دارد: اهداف تان، گستردگی، نوع و موقعیت حرفه شما، مشخصات مخاطبان تان و بالاخره بودجه شما. ارتباطات گروهی بر روش های مختلفی برای تماس و اطلاع رسانی شامل است: عرضه اخبار، تجهیز مجموعه های انتشاراتی، مشاوره گروهی، کنفرانس های خبری، تورهای مطبوعاتی، تماس های مستمر به صورت تلفنی یا کتبی با گزارش گرها و خبرنگارها ... رویدادهای خاص توجه عمومی را به سازمان شما جلب کرده و یا مردم را به مکان کار شما می کشاند. همایش های حرفه ای و تخصصی ، مراسم اهدای جایزه، مسابقات، نمایش، میهمانی ها و سخنرانی توسط اشخاص مهم مثال هایی از رویدادهای خاص هستند. انتشار خبرنامه با چهار الی دوازده صفحه (یابیشتر) با جزییات کوتاه به قصد حفظ مشتریان، اعضا، سرمایه گذاران یا حامیان مالی، کار سازمان و پرسنل آن را بروز نگه می دارد. همچنین خبرنامه می تواند شامل توصیه هایی برای مخاطبان تان باشد. اگر حجم خبرنامه کم باشد (یک یا دو صفحه) شامل خواهد بود بر توصیه ها یا اطلاعات خلاصه ای از کارهای خاصی که برای مشتریان تان انجام می دهد. اگر در سخنرانی های سازمان تان بیش از یک سخنران دارید باید اولویت آن ها را مرتب کنید. بعضی سازمان ها، تیم های ورزشی، گروه های موسیقی و تئاتر ممکن است حامی مالی داشته باشند. نقش این حامی باید در تبلیغات گروه ها به نحوی منعکس شود. این تبلیغات می تواند برنامه تلویزیونی، پوستر، تی شرت یا خیلی چیزهای دیگر باشد. حتی بعضی وقت ها کمک های خیرخواهانه شما به یک موسسه خیریه می تواند وجهه اجتماعی سازمان تان را بالا ببرد. چون این کمک و حمایت شما در خبرنامه ها، گزارش ها، روزنامه دیواری و سایر اقلام تبلیغاتی آن موسسه منعکس شده و به معروفیت شما کمک خواهد کرد. قدردانی های شما، به خصوص تشکرتان از مشتریان به خاطر عملکردشان، یا اهدا کننده ها به خاطر مشارکت و کمک شان آن ها را تشویق می کند که عمل شان را تکرار کنند. در تجارب جهانی، وظایف واقعی روابط عمومی ها ممکن است بر این موارد متمرکز شود: تمایلات همکاری و تعاون، بازاریابی محصولات یا سرویسی که سازمان ارایه می دهد، ایجاد وجهه مطلوب، و دفاع در مقابل حملاتی که به سازمان انجام می شود. به طور کلی هدف استراتژیک روابط عمومی طرح ریزی برای رسیدن به یک وجهه عمومی خوب است و این هدف با متوسل شدن به ظاهرسازی و دروغ به دست نمی آید. مسؤولیت روابط عمومی همین است. یعنی باید مدیر را متقاعد کند که واقعیت، بیشترین تطبیق را با وجهه مطلوب دارد. روابط عمومی باید برای ایجاد جو مطلوب برای بازاریابی محصولات اقداماتی داشته باشد. شامل تداوم روابط عمومی خوب با تجار و توزیع کنندگان، تبیلغات مناسب برای کالا و انتشار اطلاعات برای گروه های تجاری و صنعتی. روابط عمومی های موسسات مالی بیشتر با سهامداران خود شرکت درگیرند. در محدوده وسیع تر، شغل روابط عمومی بهینه سازی خبرهای خوب و ممانعت از خبرهای بد است. اما اگر اتفاق بدی رخ داد، متخصص روابط عموموی باید با وکیل قانونی مشورت کرده و ضمن ارزیابی وضعیت موجود و میزان خسارت وارده، اطلاعات را جمع آوری و مرتب نماید. ضمنا باید به سؤوالات رسانه ها پاسخ مناسب دهد. وقتی سازمان تان زیر فشار است، مسؤولیت روابط عمومی است که واکنش های جامعه را سازماندهی کند.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
8 برند برتر جهان
رتبه دوم را غول سختافزاری IBM از آن خود کردهاست و با فاصلهای اندک از این برند مشهور قدیمی، غول نرمافزاری دنیا، مایکروسافت ایستاده و اما جایگاه چهارم متعلق به جنرال الکتریک است. رتبه پنجم صد برند برتر دنیا هم به شرکت مشهور نوکیا رسیده است، رتبه ششم به آسیا تعلق دارد که کشور ژاپن با خودروی تویوتا توانسته این مکان را به دست آورد. شرکت اینتل رتبه هفتم و رستورانهای زنجیرهای مکدونالد در رده هشتم قرار گرفتهاند.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
سعادتمندي هاي بزرگ و حتی کامیابی های کوچک، مثل برخورداری از ثبات مالی نسبتا خوب، اغلب بخشی از این رویاها بوده، اما قوی ترین نیروی محرکه ی این آدم ها برای جهت دادن به شور و هیجان آنها، رویای ثروتمند شدن است و بس. آیا می توانید تصور کرد: استیون استیلبرگ، اگر عاشق فیلم نبود، می توانست ثروت های میلیونی کسب کند؟ یا هنری فورد اگر مجذوب ماشین آلات نبود؟ یا دونا کارن اگر عاشق لباس ها نبود؟ ما کاری را انجام می دهیم که آن را دوست داریم و استعدادهای ذاتی ما متجلی می شود. بدون اینکه زیانی به کسی وارد کنیم می توانیم در بالاترین سطح ممکن برای خود، اجتماع و حتی سیاره ای که روی آن زندگی می کنیم موثر و مفید باشیم. موفقیت را نمی توان به تقدیر و سرنوشت نسبت داد، بلکه موفقیت استفاده ی آگاهانه از موقعیت های پیش روست. به بیانی دیگر: خوش شانسی هنگامی اتفاق می افتد که فرد آمادگی لازم را برای استفاده از فرصت های مناسب داشته باشد. سن، تحصیلات، پول، زمینه ی خانوادگی و تجربیات کودکی، موارد اصولی هستند که بر خلاف ظاهرشان موضوع مهمی برای سعادتمند شدن ما نیست. دوران کودکی بسیاری از میلیونرهای بزرگ و پر آوازه، ستارگان سینما، مخترعان و کاشفان بزرگ و بسیاری دیگر از افراد موفق دنیا، اغلب فقیرانه و حتی در برخی اوقات توام با فلاکت و بدبختی بوده است. تعداد زیادی از آنها در دوران تحصیل به طور قابل توجهی، کند ذهن به نظر می رسیدند. اما آنچه اهمیت دارد این است که هر کدام از آنها در مقطع مهمی از زندگی تصمیم گرفته ند سرنوشت زندگی خود را به دست گیرند و با انگیزه و انرژی خارق العاده برای ایجاد تحولی شگرف، در جهت تحقق بخشیدن به اهداف مورد نظر، آستین همت بالا زدند. احتمالا همه ی شما در طول زندگی، با وقایعی مواجه شده اید که نقطه عطف زندگی شما محسوب می شده و زندگیتان را تغییر داده است. صرف نظر از اینکه در چه سنی و چگونه آن موقعیت را درک کرده اید به یاد دارید که در آن موارد چه قدر هوشیار و پذیرا بوده اید. باور داشتید ممکن است این تغییر از یک نشانه شروع شود و درست در همان هنگام به بالاترین اهداف خود، نائل شده اید! مهم این است که باور داشته باشید واقعا می توانید زندگی خود را آن طوری که می خواهید و آرزو دارید، بسازید. در جامعه انسان های موفق را هنگامی می شناسیم که در قله ی موفقیت ایستاده اند و ما فقط نتیجه نهایی کار آنها را می بینیم، ستاره ی فیلم، میلیونر موفق، هنرپیشه و … . به این ترتیب، این طور به نظر می آید که آنها یک شبه و خیلی راحت به موفقیت دست یافته اند و سالها تلاش، ممارست و صبوری آنها برای کسب موفقیت از نظر ما دور مانده است. داستین هافمن به شوخی می گوید: برای موفق شدن یک شبه، ده سال وقت صرف کردم و ری کراک موسس مک دونالد در زندگی نامه ی خود می نویسد: این که من یک شبه موفق شدم درست است. اما سی سال، یک شب بسیار طولانی است. یکی از جنبه های با اهمیت در زندگی افراد موفق این است که همه آنها گاهی شکستهای مکرر و متوالی را تجربه کرده اند. علت این که بسیاری از افراد هرگز به موفقیت دست نمی یابند این است که بعد از یکی دوبار شکست خوردن، از هدف متعالی مطلوب خود صرف نظر می کنند. ناپلئون هیل در کتاب ” بیندیشید و ثروتمند شوید” داستان معدن کاری را شرح می دهد که بعد از ماه ها جستجو و پیگیری مستمر، بالاخره موفق به یافتن طلا می شود. او با توضیح این مثال می خواهد بگوید: “هر چیز را که در زندگی بخواهیم و مصرانه برای آن تلاش کنیم، بالاخره بدست می آوریم.” در هزاره جدید، موفقیت به گونه ای متفاوت تعریف می شود: فقط تعداد کمی از مردم خود را مستحق داشتن مشاغل عالی می دانند و این در حالی است که آنها برای کسب ثروت های میلیونی، زندگی خانوادگی و سلامتی خود را فدا می کنند. امروزه موفقیت، سعادت و خوشبختی در قالب یک زندگی متعادل تعریف می شود. زندگی که شامل داشتن شغلی مناسب، با روابطی دوستانه و صمیمانه باشد، یک زندگی خانوادگی شاد و مرفه است. در نظر سنجی اخیر نیویورک تایمز برآوردی از نظرات مردم به عمل آمده است که نشان می دهد کار کمتر و وقت بیشتر با خانواده و دوستان، برای آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است و کسب اعتبار، شهرت و افتخار در رتبه های بعدی قرار دارد. در حال حاضر کار زیاد فقط نوعی سرویس دهی به اطرافیان محسوب می شود. خواسته های متداول افراد، در واقع بیشتر شامل ایجاد ارتباطات زیبا و موثر و داشتن زمان لازم برای لذت بردن است. آن چه امروزه برای دستیابی به تامین مالی و ثروت اهمیت بسیار دارد، “کار کردن” بر اساس “خوب فکر کردن” است. ما با در اختیار داشتن این ثروت غیبی از آزادی های بیشتری برای دنبال کردن لذت ها و علایق برخوردار می شویم و ضمن این که خودمان به خوبی زندگی می کنیم، توفیق همیاری کمک به دیگران را نیز خواهیم داشت. یک ضرب المثل چینی می گوید: “مسافرت هزار مایلی، از قدم اول شروع می شود.” مطالعه هوشمندانه این مقاله به شما می آموزد که چگونه اندیشه خود را وسعت بخشید و با فکر روشن و باز بتواند بهتر از گذشته عمل کنید. هدف فقط کشف چیزهایی که واقعا می خواهید نیست، بلکه به شما نشان می دهد که چگونه می توانید به اهدافتان دست یابید. شاید شما هم مثل خیلی ها از شغل فعلی رضایت ندارید. برخلاف آنچه تصور می کنید، می توانید به رغم بیکاری حتی سریع تر از آنچه فکر می کنید شغل ایده ال و رویایی خود را بیابید. متاسفانه اکثر مردم معمولا به شما می گویند نمی توانید هر چیزی که در زندگی می خواهید، به دست آورید از جمله یک شغل رضایت بخش و این با شماست که بپذیرید یا نپذیرید. فقر، بیماری، تنهایی نباید علت خدمتگذاری شما به دیگران باشد. نکته: اکثر شما بالاخره شغل مورد نظر خود را پیدا می کنید. اما این نکته شما را تشویق نمی کند که دست به هر کاری بزنید، هر شغلی را تجربه کنید و موفق شوید، هر کسی توانایی انجام این کار را ندارد. آن چه شما نیاز دارید، شخصیتی است که شما را به سوی موفقیتهای بزرگ رهنمون سازد. حال اگر ضرورت این موضوع را حس می کنید، مطمئن باشید شایستگی لازم برای صعود از پله های موفقیت و ثروت را دارید. اگر شما مایل به مدیریت بازرگانی نیستید، برای یافتن راه بهبود زندگی خود و ایجاد شرایط مالی مناسبتر و ساختن چشم اندازی روشنتر و بهتر از آینده، می توانید با اطمینان از این مطالب استفاده کنید. برخی از این اصول ممکن است نخست حیرت آور باشد و برخی دیگر پیش پا افتاده و ساده به نظر برسند. اجازه ندهید چنین مسائلی اهمیت قوانین طلایی را از نظر شما پوشیده نگه دارد. ورود اکثر نظریه های پیچیده به زندگی روزمره ما بسیار مشکل است. بهتر است گاهی اوقات درباره آنها فکر کنیم. آیا شما تا کنون آنها را به کار برده اید؟ آیا آنها بخشی از زندگی و عادات کاری شما هستند؟ گاهی توقف کرده و روی مطالب تامل کنید، آنها را در نظر خود مجسم کنید و در زندگی به کار گیرید. ارشمیدس پس از بحث درباره اهرم ها می گوید: “به من یک نقطه تکیه گاه بده، خواهی دید که جهان را از جا بلند می کنم.” برای رسیدن به موفقیت شما احتیاج به یک اهرم دارید.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
موفقیت در توجیه مشتریان، موفقیت در تجارت است . خبر خوش آنکه برای تهیه یک پیام تأثیرگذار احتیاجی نیست که شما یک نویسنده یا سخنران حرفه ای باشید. به آسانی می توانید با استفاده از ۳ راهکار زیر نتایج غیر قابل باوری را بدست آورید . راهکار شماره ۱: الگوهای ذهنی مخاطب را به هم بریزید سوالات، بحث های متفرقه و واقعیت های اجتماعی را پیش بکشید. به این ترتیب ذهن مخاطب تحریک می شود و سلول های خاکستری مغز به فعالیت وادار می شوند . الگوهایی که در ذهن قرار دارد، از بین می رود و حواس مخاطب متمرکز می شود . پرسیدن سوال بسیار مفید است زیرا ذهن را در حالت پاسخگویی و آمادگی در می آورد . تأثیر روانی راهکار شماره ۱ همین است که ذهن مخاطب را تحریک می کند تا برای شنیدن حرف های شما آماده شود . راهکار شماره ۲: روی مشکل مشتریان تمرکز کنید آیا موضوع اصلی صحبت های شما “ارائه راه حل” است؟ به این ترتیب به فروش خود صدمه خواهید زد. به تبلیغات اطراف خود بنگرید. همه آنها به سهولت استفاده، فراگیری و برتری محصول خود اشاره می کنند. به این عبارات بسیار پرداخته شده است. در صورتیکه این مفاهیم باید در پس زمینه قرار بگیرند. در ملاقات ها و مکالمات حضوری نیز باید به این موضوع توجه شود. مردم تا زمانی که مشکل خود را درک نکنند اهمیتی به راه حل شما و ویژگی های آن نمی دهند. قبل از اینکه راه حل خود را مطرح و روی آن پافشاری کنید، مطمئن شوید که مخاطب شما مسئله و مشکل خود را کاملاً حس کرده و درگیر آن شده است. با دوباره طرح کردن مسئله، مشتری را متوجه اهمیت موضوع نمایید. هنگامی که شنونده با حرکات سر خود شروع به تأیید مسائل و مشکلات مطرح شده نمود، زمان ارائه و فروش راه حل فرا رسیده است . راهکار شماره ۳: یک تصویر ذهنی برای مشتری ایجاد کنید فرض کنید که یک طراح کلاه می خواهد برای محصولات خود تبلیغ نماید. جملۀ “من یک طراح هستم و طرحهای من توسط تولیدکنندگان مختلف به بازار عرضه شده است ” خیلی تکراری و بی تأثیر خواهد بود. بهترین راه ارائه تصویر ذهنی به مخاطب است. در این مثال او می تواند از کلاهی که هنرپیشه معروف سینما در یکی از فیلمها به سر گذاشته بود، آغاز کند و وقتی این تصویر در ذهن شنونده تشکیل شد، بگوید که طراحی آن کلاه توسط او انجام شده است. این روش را می توان در صحبت کردن با یک فرد یا یک گروه به کار گرفت . مردم افکار خود را با تصاویر به خاطر می سپارند. به همین علت امروزه آرم ها و تصاویر تبلیغاتی بسیار کارا شده اند. نفوذ به بخش تصویری مغز ،قوی ترین راه برای ایجاد ارتباط با افراد است . راهکار شماره ۲ و ۳ را ادغام کنید تا مخاطب تصویر روشنی از مشکل خود را در ذهن داشته باشد. در این صورت نیازی به هیچ کار دیگری نیست. خو آنها به سراغ شما خواهند آمد . آیا استفاده از هر ۳ راهکار ضروری است؟ جواب این سوال منفی است. شما می توانید از یک یا دو راهکار در جهت هدف خود استفاده کنید. در واقع، ممکن است یکی از این روشها در مورد بخصوص شما و نتیجه ای که می خواهید بگیرید، به کار نیاید . ویژگی این ۳ مورد این است که در عین سادگی حداکثر تأثیر را دارند . به ساختار این مقاله نگاه کنید. فرض کنید که این مقاله مقدمه ای برای شروع یک سخنرانی در مورد فروش در یک شرکت بزرگ صنعتی بود. من از مسائل مربوط به آن صنعت خاص سخن نگفتم، بلکه صحبت خود را از این سوال شروع کردم که آیا شما از این ۳ راهکار برای فروش استفاده می کنید؟ و به این ترتیب توجه شما را به خود جلب کردم . شما نیز در صحبت کردن با افراد مختلف می توانید از همین روش استفاده کنید. ضمناً این کارها نه فقط برای پیامهای شفاهی بلکه در هر خبرنامه، تبلیغات، وب سایت و هر مکانی که شانس جذب مشتریان جدید وجود دارد، قابل استفاده هستند |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
وفاداری واژه ای مثبت است. دوستان و همسران از یكدیگر انتظار وفاداری دارند و از كسانی كه مشكلات را می فهمند و همیشه برای حل آنها مشاركت می كنند، انتظار وفاداری وجود دارد. در بیشتر موارد وفاداری به مردم، شركتها، و محصولات نسبت داده می شود. وفاداری، اصولاً دوطرفه و مبتنی بر همكاری است. ولی وقتی كـــه وفاداری دررابطه با مشتری مطرح می شود، تعریف سنتی، معتبر نیست. تئوری وفاداری مشتری، در ادبیـــــــات مدیریت بین المللی نسبتاً جدید است. ریچارد اولیور (RICHARD L.OLIVER) مفهوم وفاداری را به این شكل تعریف می كند: «حفظ تعهد عمیق به خرید مجدد یا انتخاب مجدد محصول یا خدمات، به طور مستمر در آینده، به رغم اینكه تاثیرات موقعیتی و تلاشهای بازاریابی، به صورت بالقوه می تواند باعث تغییر در رفتار مشتری شود. اما این تعریف ممكن است محدود باشد. درواقع تعهد مشتری نتیجه این است كه یك سازمان مزایایی را برای مشتریان ایجاد كند به طوری كه آنها افزایش خرید از آن سازمان را حفظ كنند. تعهــد واقعی مشتری زمانی ایجاد می شود كه مشتری بدون هیچگونه تشویقی خودش برای انجام خرید برانگیخته شود. در ۱۰ سال گذشته به طور قابل توجهی توجه به وفاداری مشتری، افزایش یافته است و امروزه وفاداری مشتری به عنوان دستورالعملی برای افزایش درآمد مطرح است. اما این شاید قــدم اول در تكامل مشتری مداری محسوب می شود. بعضی ها به شوخی می گویند، اگر شركتها وفاداری می خواهند، باید یك سگ بخرند. زیرا این كار در شرایط بازار امروز، كار دشواری است. وفاداری را می توان به دست آورد، اما سازمان باید روی این مسئله پیوسته و مستمر فعالیت كند و ایجاد وفاداری برای همه مشتریان قابل حصول نیست. باید یك رابطه برنده - برنده بین سازمان و مشتری ایجاد گردد، و این رابطه درصورتی استقرار می یابد كه طرفین احساس كنند كه برایشان مزایای خاصی وجود دارد و به صورت دو قطب یكدیگر را جذب كنند. مشتریانی كه سازمان نسبت به وفاداری آنها اطمینان دارد، باید به وسیله سپری از عناصر رقابتی مانند انتخاب قیمت، توسعه عملكرد، ارتقای محصول حمایت شوند. بدون این حمایت ممكن است مشتریان به تدریج از دست بروند. هدف،
تقویت ارتباط بین مشتری و سازمان در شرایط عبور از مراحل مختلف مدیریت
روابط با مشتری است. از این طریق، رضایت مشتری رشد می كند و همچنین ارزش
روابط بین طرفین افزایش می یابد. این همان چیزی است كه مشتری را به سمت
افزایش وفاداری هدایت می كند. اگر سازمان به ارضای نیازهای مشتری ادامه
دهد و خدماتش را به شیوه هایی ارائه دهد كه همیشه دارای تقاضا باشد، ارزش
دوطرفه ای ایجاد می شود و هدف نهایی، كه همان وابستگی مشتری یا مدیریت
استراتژیك روابط با مشتری است، قابل حصول است. قبل از دستیــابی به وفاداری، یك سازمان می بایستی آن را به طریقی قابل پذیرش تعریف كند. در اینجا سوالهایی كه سازمان باید به آنها پاسخ دهد، مطرح می گردد: تعریف سازمان از وفاداری چیست؟ برای شروع، در سازمان بایستی ارتباط با مشتریان، به شكل یك رابطه پایدار تكامل پیدا كند. اعتماد و وفاداری دوطرفه باید به تدریج و آگاهانه ایجاد شود. سازمانی كه رابطه موفقی را ایجاد كند، در نبرد رقابت، پیروز شده است. داشتن ارتباط نامحسوس با مشتری: در فرایند ایجاد وفاداری، ابتدا سازمان باید مشتری را بشناسد. در این مرحله، وفاداری به شكل ضعیفی وجود دارد. این حالت، براساس ارتباطات نیست اما به شكل نگاه كن و احساس كن است. اگر قیمت و محصولات درجای دیگر مناسب تر باشد ممكن است مشتری به سمت رقیب برود. این نگرش بر این فرض استوار است كــــــه مشتری از خود می پرسد: برای من چكار كرده ای؟. یك مثال خوب در این مورد، رقابت قیمت در بازار رقابتی فروش سیم كارت تلفن همراه است. ایجاد شدن روابط: در این مرحله، ارتباط عاطفی و منسجمی ایجاد شده است. سازمان با نگرش مشتری در هر دو مرحله قبل و بعد از خریـــد پیوند برقرار می كند. سازمان به خواسته های مشتری كه درحال آشنایی تدریجی با سازمان است، گوش می دهد. در این مرحله، وفاداری تنها متكی به قیمت و محصول نیست. همچنین روابط به شكل یك فاكتور ظاهر می شوند، اگرچه تضمینی برای اینكه مشتری منبع دیگری را جستجو نكند، وجود ندارد. اما روابط به اندازه كافی برای وفاداری منسجم هستند كه مشتری به زودی تغییر جهت ندهد. یك میل متقابل در این مرحله وجود دارد و هر دو طرف آغاز به درنظر گرفتن منافع برای رشد روابط می كنند. یكی شدن: یكی شدن، یك ارتباط مدت دار و به طور متقابل قابل تایید است، به طوری كه دو طرف بدون تسلسل به یكدیگر ملحق شده باشند. در این حالت وفاداری براساس درجه بالایی از رضایت ایجاد شده است و مشتری شخصاً به سازمان احساس تعلق می كند. وقتی كه یكی شدن ادامه می یابد، ضمانت بین مشتری و سازمان به تدریج پررنگ تر می شود. در اینجا احساس رضایت مشتری و وفاداریش به سازمان افزایش می یابد. برای یكی شدن و یا ادامه روابط، مشتری و سازمان بایستی منافعی را، حتی در مواقعی كه هریك در شرایط نامناسبی قرار دارند، درنظر داشته باشند. در اینجا هدف احساس صداقت متقابل و میل به ادامه روابط است. درنظر بگیرید كه استراتژی مدیریت روابط با مشتریان رشد و تكامل تدریجی باشد. بعضی از مشتریان دارای رشد یا ظرفیت لازم برا اندازه گیریهای بحرانی زمانی كه در مورد فاز مشتری مداری استراتژیك (فاز ۳) بحث می شود، معیارهای ارزش مشتری، ارزش سازمان و اندازه گیری وفاداری با یكدیگر ادغام می گردند. پیچیدگی این اندازه گیریها به طور قابل ملاحظه ای گوناگون است و این گوناگونی بستگی به تمایل فرد دارد. آیا اطلاعاتی درمورد رضایت مشتری یا آنالیز اقتصادی كسب درآمد از هر مشتری بخصوص موجود است؟ تجربه نشان می دهد كه اندازه گیریهای وفاداری بایستی حداقل شامل جمع بندی از اندازه گیریهای مرتبط و اندازه گیری رضایت مشتری باشد. وفاداری مالی، اغلب برای جمع بندی انــــدازه گیری وفاداری استفاده می شود و بیان كننده ارتباط بین خریدهای واقعی مشتری از سازمان و پتانسیل خریدكردن است. وفاداری مالی به عنوان نشانگر وفاداری، در مواردی مشخص كننده وفاداری صحیح یا غلط است. وقتـــــی كه درمورد وفاداری غلط صحبت می شود، منظور شرایطی است كه در آن مشتری به استفاده از محصول یا سرویس خاصی مجبور گردد. ممكن است یك مشتری از یك تعمیرگاه ماشین به دلیل ضمانت استفاده كند (در این حالت مشتری امكان انتخاب ندارد) و یا یك كمپانی خط هوایی كه منحصراً دارای امتیاز است و فقط دارای یك مسیر باشد. اگر بازار فقط تعدادی انتخــاب محدود را پیشنهاد كند، به راحتی بخش بزرگی از بازار به یك موسسه اختصـــــاص می یابد. به همین دلیل، كار اندازه گیری وفاداری مالی، اغلب بایستی توسط اندازه گیری رضایت مشتری صورت پذیرد. ارزش ماندگاری مشتری در طول عمر: از خود سوال كنید، كه كل مدت زمان حفظ مشتری چقدر است و چقدر مشتری در طول مدت زندگی یا عمر خود خرید خواهدكرد؟ به جای تمركز روی حفظ مشتری و نگهداری روابط، خیلی از موسسات این تمركز را از دست داده و تقریباً بر جذب مشتریان جدید در راستای افزایش تعداد تمركز دارند. این موسسات به طور مستمر در وضعیت داشتن ارتباط نامحسوس با مشتری (COURTSHIP) به سر برده و نمی توانند خود را به روابطی معنی دار برسانند. بودجه ریزی و تنظیم هدف هر دو براساس این مورد صورت می گیرد و همین مسئله در بازاریابی و تنظیم قیمتها به كار گرفته می شود. مشتریان جدید دارای بالاترین اولویت هستند، زیرا فرض بر این است كه مشتریان جدید جبران كننده مشتریانی هستند كه موسسه را ترك می كنند. (در حالی كه، درعمل آنها كمبود سازمانها را تلافی می كنند.) اگرچه مشتریان جدید باعث می شوند كه تعداد كل مشتریان همیشه در همان حد همیشگی باقی بماند، اما پتانسیل اقتصادی مربوط به رشد مشتری محدود گشته و تقلیل می یابد. نگهداری مشتریان موجود سودآورتر از جذب مشتریان جدید است. در طول یك توسعه نرمال روابط مشتری، هزینه بازاریابی و فروش به مشتریان (مشتریان موجود) به تدریج كاهش می یابد و حاشیه كلی توسعه به طور بالقوه افزایش می یابد. مشتری وفادار فقط روی قیمت تمركز ندارد بلكه به عنوان حامی و طرفدار سازمان عمل كرده و در نتیجه به جذب مشتریان جدید كمك می كند. در سال اول جذب مشتری، یا وضعیت داشتن ارتباط نامحسوس با مشتری، هزینه جذب از منفعت بالقوه متجاوز می گردد. جذب مشتریان جدید هزینه زیادی را به همراه دارد. بازگشت سرمایه تاحد زیادی به مدت دوام رابطه مشتری مربوط می شود. آیا ما از یك خرید ایزوله شده یا از شروع یك رابطه ۵، ۱۰، یا ۷۰ سال با مشتری صحبت می كنیم؟ زمان اتمام به طول رابطه و كسب منفعت دوطرفه، و هزینه های متعاقب منفعت، بستگی دارد. درواقع، از آنجایی كه مشتریان موجود حامیان و تبلیغ كنندگان مثبت و گویایی هستند، هزینه برای گرفتن هر مشتری جدید، كاهش می یابد.
نرخ ریزش، میزان درصد مشتری را كه موسسه در هر سال از دست می دهد را نشان می دهد. نرخ حفظ دارای معنی زیادی برای ایجاد ارزش است. تحقیق نشان داده است، زمانی كه موسسه نرخ جذب را از ۸۰ به ۹۰ درصد افزایش می دهد، طول عمر مشتری از ۵ سال به ۱۰ سال افزایش می یابد (دو بــــــــرابر می شود). درواقع طول عمر، ارزش را ایجاد می كند. عبور از مرحله سهم از بازار به مرحله سهم از مشتری: عبور از مرحله سهم از بازار به مرحله سهم از مشتری (وفاداری مالی مشتری)، یك مسئله عمومی در بحث مدیریت روابط با مشتریان در زمینه وفاداری مشتری و ارزش طول عمر مشتری است. یكی از نتایج بحث و مناظره، رشد در درك این مسئله است كه یك سهم بازار بزرگ به معنی داشتن مشتریان وفادار نیست. اگر بحث مشتری در این راستا مطرح نشده باشد، درواقع تضمینی برای فردا و فروش مناسب وجود نخواهد داشت. توجه به این نكته حائزاهمیت است كه، چه تركیبی از پیشنهادات برای مشتریان مناسب تر است؟ اگر به یك شكل با مشتریان سودآور و مشتریان بالقوه ارتباط برقرار گردد، آیا منابع بازاریابی مــــــوسسه از اثربخشی مناسبی بهره خواهندبرد؟ از وفاداری مالی مشتری تا ماندگاری مشتری: برای اینكه مشتری از وضعیت وفاداری نسبی كه دارد، به وضعیت وفاداری در طول دوره زندگی برسد، بایستی بر روی اهداف استراتژیك مدیریت روابط با مشتریان تمركز كرد. در دنیای پیچیده امروز، نقشهای زیاد و احتیاجات متناقضی باتوجه به شرایط وجود دارد. مشتـــــریان نیز با توجه به نقش خود می توانند دارای روابط گوناگونی باشند و ازطریق كانال های متفاوت ارتباط داشته باشند. این شرایط باعث می شود كه سازمان به سختی قادر به ایجاد یك دیدگاه عمومی مناسب از مشتری باشد. برای رفع نیاز به وجود آمده، احتیاج به وجود سیستم های مدیریت روابط با مشتریان برای اطمینان از به كارگیری دانسته ها و دیدگاه مناسب از تمام كانال ها وجود دارد. لذا با به كارگیری سیستم های مدیریت روابط با مشتریان می توان به اهداف موردتوجه در استراتژی مدیریت روابط با مشتریان دست یافت. مشتریان
خوب چه كسانی هستند؟ بدون توجه به اینكه سازمان ازنظر مدیریت روابط با
مشتریان درچه موقعیتی است، سازمان نیاز به شناخت درمورد وفاداری مشتری و
سودآوری دارد. براین اساس، سازمان قادر به هدفگذاری روی وفاداری و
ماندگاری مشتریان خاص علاوه بر مشتریان عام است. الف - مشتری وفادار و سودآور است؛ سازمان در این حالت بر عمیق كردن روابط، تقویت وفاداری و بهینه كردن سودآوری ازطریق فروش جانبی و فروش بیشتر محصول و سرویس موجود، تمركز می كند. ب - مشتری وفادار بوده ولی سودآور نیست؛ نتیجه گیری اطلاعات سازمان از مشتری تاچه حد است؟ (عمق آن چقدر است؟) درآمد سازمان از مشتری جدید چقدر است؟ درآمد سازمان از مشتری موجود چقدر است؟ پردرآمدترین مشتری سازمان كیست؟ آیــــــا پتانسیل های سازمان به كار گرفته می شود؟ مشتریان بالقوه سازمان چه كسانی هستند؟ سازمان چگونه وفاداری را تعریف كرده است؟ ســــازمان چگونه وفاداری را اندازه گیری می كند؟ مشتریان سازمان چقدر وفادارند؟ سازمان چه تعداد مشتری را در هر سال از دست می دهد؟ سازمان چه تعداد مشتری را حفظ كرده است؟ ارزش ماندگاری و طول عمر مشتریان سازمان چیست؟ كدامین مشتریان جدید نیاز به پیگیری دارند؟ كاركنان چگونه با مشتریان ارتباط هدفدار برقرار می كنند؟ كارمندان سازمان چه اهدافی را بایستی دنبال كنند؟ منبع: ماهنامه تدبیر |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط گروه نویسندگان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بررسی مباحث حوزه تبلیغات , روابط عمومی , بازاریابی , فروش
صاحب امتیاز کانون تبلیغات ایرانیان - سمنان |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
روابط عمومی تبلیغات بازاریابی |
|
RSS
|